مقدمه
10 درس جاودانه از جیم ران
جیم ران (Jim Rohn)، فیلسوف کسبوکار و اسطورهی دنیای موفقیت، نامی است که الهامبخش میلیونها انسان در سراسر جهان بوده است. او که از یک خانوادهی کشاورز در آیداهو برخاست، با تکیه بر اصولی ساده اما قدرتمند، توانست به یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم تبدیل شود. آموزههای او نه تنها مسیر زندگی افراد بزرگی چون آنتونی رابینز، برایان تریسی و دارن هاردی را شکل داد، بلکه امروز نیز همچنان راهگشای کسانی است که به دنبال رشد و تعالی فردی و حرفهای هستند.
چرا باید به سخنان فردی که دههها پیش زندگی میکرده است، گوش دهیم؟ پاسخ ساده است: اصول موفقیت، تاریخ انقضا ندارند. تجربیات و خردی که امثال جیم ران در طول ۴۰ سال فعالیت به دست آوردهاند، عصارهی هزاران ساعت تلاش، شکست و پیروزی است. الگوبرداری از این افراد موفق، مسیر رشد ما را کوتاهتر و هوشمندانهتر میکند. هر جمله از آنها، حاصل سالها تجربه است که ارزشی فراتر از طلا دارد.
در این مقاله، قصد داریم به 10 درس بنیادین و طلایی از آموزههای جیم ران بپردازیم؛ درسهایی که اگر به درستی درک و اجرا شوند، میتوانند نگرش شما به زندگی، کار و موفقیت را برای همیشه تغییر دهند.
درس اول
“بزرگترین دلیل موفق نشدن، نزدیکبین بودن است.”
بسیاری از ما در دام “پاداش فوری” گرفتار شدهایم. در دنیای امروز که همه چیز با سرعت در حال حرکت است، انتظار داریم نتایج نیز یکشبه ظاهر شوند. یک کسبوکار جدید راهاندازی میکنیم و انتظار داریم در ماه اول به سوددهی برسد. یک مهارت جدید را شروع میکنیم و پس از دو هفته، چون متخصص نشدهایم، آن را رها میکنیم.
جیم ران به ما یادآوری میکند که موفقیتهای بزرگ و پایدار، محصول دیدگاه بلندمدت هستند. انسانهای موفق، بذرهایی را میکارند که میدانند برای به بار نشستن به زمان، مراقبت و صبر نیاز دارند. آنها به خود، به اهدافشان و به فرآیند رشد، زمان میدهند.
اگر به دنبال بردهای بزرگ هستید، باید نگاه خود را گسترش دهید و از تمرکز صرف بر نتایج آنی دست بردارید.
درس دوم
“درخواست کن تا دریافت کنی.”
یکی از بزرگترین موانعی که ما خودمان بر سر راه خود قرار میدههیم، سکوت است. ما نیازها، خواستهها و رنجشهای خود را در درون خود نگه میداریم و انتظار داریم دیگران (خانواده، دوستان، همکاران یا مدیران) ذهن ما را بخوانند و خودشان بفهمند که چه میخواهیم. این یک انتظار غیرمنطقی و ناکارآمد است.
جیم ران تأکید میکند که باید یاد بگیریم درخواستهای هوشمندانه مطرح کنیم. این به معنای درخواستهای ملتمسانه، طلبکارانه یا عاجزانه نیست؛ بلکه به معنای بیان شفاف، محترمانه و منطقی خواستههایمان است.
درس سوم
“انضباط، پل بین اهداف و دستاوردهاست.”
وقتی نام “انضباط” به میان میآید، شاید تصویری از یک محیط خشک و نظامی در ذهن ما شکل بگیرد. اما منظور جیم ران از انضباط، استمرار و تعهد به انجام کارهای روزمره است، حتی زمانی که حس و حالش را نداریم. انضباط یعنی شما به خودتان قول میدهید که هر روز 15 دقیقه مطالعه کنید و در هر شرایطی (حتی اگر خسته یا بیمار باشید) به این قول پایبند میمانید.
فاصلهی بین جایی که هستید و جایی که میخواهید باشید، تنها با انضباط شخصی پر میشود. او جملهی تکمیلی فوقالعادهای دارد: “اگر عقب افتادید، مشکلی نیست؛ فقط ادامه دهید و هرگز عقب نکشید.”
درس چهارم
“هیچوقت ناگهانی شکست نمیخورید؛ بلکه شکست حاصل اشتباههای کوچکی است که مدام تکرار کردهاید.”
هیچ کسبوکاری یکشبه ورشکست نمیشود و هیچ رابطهای ناگهان از هم نمیپاشد. اینها نتایج فرآیندی تدریجی از تصمیمات و اقدامات اشتباه کوچک هستند که در طول زمان روی هم انباشته شدهاند. فردی که با کشیدن اولین سیگار دچار تنگی نفس نمیشود، اما با تکرار این کار در طول سالها، سلامتی خود را به خطر میاندازد.
برای جلوگیری از این انباشت منفی، جیم ران یک نگرش قدرتمند را پیشنهاد میکند:
“هرگز نگویید یک سال 12 ماه است؛ بگویید یک سال، 12 تا یک ماه است.”
این جمله به ظاهر ساده، بسیار عمیق است. یعنی شما باید به جای ارزیابی سالانه، بازنگریهای ماهانه داشته باشید. هر ماه کسبوکارتان، روابطتان، سلامتی و حال روحی خود را بررسی کنید. این کار باعث میشود اشتباهات کوچک را قبل از اینکه به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند، شناسایی و اصلاح کنید.
درس پنجم
“آموزشهای آکادمیک شما را به درآمد حداقلی میرساند، ولی آموزشهای حرفهای شما را به ثروت میرسانند.”
مدارس و دانشگاهها ما را برای داشتن یک شغل و کسب درآمدی که بتوانیم با آن زندگی کنیم (امرار معاش) آماده میکنند. این همان مسیری است که اکثر جامعه طی میکند. اما اگر به دنبال موفقیت مالی چشمگیر و ساختن ثروت هستید، باید فراتر از آموزشهای رسمی بروید.
آموزشهای حرفهای شامل مهارتهایی مانند توسعه فردی، خودشناسی، فن بیان، مذاکره، بازاریابی، فروش و هر مهارت تخصصی دیگری است که ارزش شما را در بازار افزایش میدهد. اینها مهارتهایی هستند که شما را از یک فرد معمولی به یک متخصص برجسته تبدیل میکنند.
درس ششم
“تو 30 سال وقت نداری، تو 30 بار فرصت داری.”
این جمله یک تغییر نگرش بنیادین نسبت به زمان است. ما اغلب میگوییم “هنوز خیلی وقت دارم”. مثلاً فردی 50 ساله با خود میگوید اگر 80 سال عمر کنم، هنوز 30 سال برای سفر کردن وقت دارم. جیم ران میگوید این طرز فکر اشتباه است. شما 30 سال وقت ندارید؛ شما شاید 10 یا 15 بار فرصت داشته باشید که به یک سفر خارجی خوب بروید.
این نگرش، ارزش هر فرصت را به ما یادآوری میکند و حسی از ضرورت و فوریت ایجاد میکند. شما 50 بار دیگر عید نوروز را نخواهید دید. شاید 30 بار دیگر فرصت داشته باشید. آیا این نگاه، شما را ترغیب نمیکند که از هر فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کنید؟
درس هفتم
“به محض اینکه خونه رو تموم کردی ساختنش رو شروع کن.”
تمام دستاوردهای بزرگ بشر، از ساخت اهرام مصر گرفته تا فرود انسان روی ماه، ابتدا به عنوان یک ایده یا یک تصویر در ذهن یک نفر شکل گرفتهاند. بیل گیتس، استیو جابز و ایلان ماسک، قبل از اینکه محصولات انقلابی خود را به دنیا عرضه کنند، بارها و بارها آن را در ذهن خود ساخته، تکمیل و مشاهده کرده بودند.
ورزشکاران حرفهای قبل از مسابقه، بارها در ذهن خود صحنهی قهرمانی، زدن گل یا عبور از خط پایان را تجسم میکنند. این کار، ذهن ناخودآگاه آنها را برای موفقیت برنامهریزی میکند.
درس هشتم
“همه ما باید یکی از این دو رنج را تحمل کنیم: رنج انضباط یا رنج شکست.”
زندگی عاری از رنج نیست؛ اما ما حق انتخاب داریم که کدام نوع رنج را تجربه کنیم. رنج انضباط، رنجی کوتاهمدت و سازنده است. رنجِ صبح زود بیدار شدن برای ورزش، رنجِ “نه” گفتن به تفریحات ناسالم، رنجِ ساعتها مطالعه و یادگیری.
در مقابل، رنج حسرت، رنجی بلندمدت و ویرانگر است. رنجِ یک عمر زندگی با بیماری به خاطر عدم تحرک، رنجِ فقر به خاطر عدم یادگیری مهارتهای پولساز، و رنجِ نگاه کردن به گذشته و افسوس خوردن برای فرصتهای از دست رفته. جیم ران این دو را به زیبایی مقایسه میکند و میگوید: وزن رنج انضباط چند کیلوگرم است، اما وزن رنج حسرت چند تُن.انتخاب با شماست.
درس نهم
“آرزو نکن که ای کاش سادهتر بود؛ آرزو کن که ای کاش شما بهتر بودید.”
این یکی از عمیقترین آموزههای جیم ران در مورد مسئولیتپذیری شخصی است. انسان به طور طبیعی تمایل دارد عوامل بیرونی را مقصر بداند: ای کاش اقتصاد بهتر بود، ای کاش رئیسم منصفتر بود، ای کاش این کار انقدر سخت نبود و ….
جیم ران میگوید به جای تمرکز بر تغییر شرایطی که کنترل محدودی بر آنها دارید، روی تنها چیزی که کاملاً در کنترل شماست، تمرکز کنید، خودتان.
آرزو کنید که قویتر، داناتر، ماهرتر شوید. وقتی شما بهتر شوید، توانایی شما برای چالشها نیز بیشتر میشود.
درس دهم
“اگر کسی در مسیر اشتباهی میرود، احتیاج به انگیزه ندارد که سرعتش را زیاد کند؛ بلکه احتیاج به آموزش دارد که جهتش را عوض کند.”
انگیزه دادن به کسی که در حال انجام کار اشتباه است، مانند بنزین ریختن در خودرویی است که به سمت دره حرکت میکند؛ فقط سقوط او را سریعتر میکند.
فرض کنید دانشآموزی در درس ریاضی نمرهی 5 گرفته است. گفتن جملاتی مانند “تو فوقالعادهای، تو بینظیری” نه تنها کمکی نمیکند، بلکه مضر است. این دانشآموز نیاز به آموزش دارد تا نقاط ضعف خود را بشناسد و راه درست حل مسائل را یاد بگیرد. پس از اینکه با آموزش، نمرهاش به 12 یا 13 رسید، آنگاه زمان انگیزه دادن است تا به او بگوییم “آفرین، دیدی که میتوانی! حالا برای نمرهی 18 تلاش کن.”
نکات کاربردی
بازنگری ماهانه را شروع کنید: در تقویم خود، پایان هر ماه یک قرار 30 دقیقهای با خودتان تنظیم کنید. از خود بپرسید: در این ماه، در حوزهی شغلی، شخصی و روابط چه چیزی خوب پیش رفت و چه چیزی نیاز به بهبود دارد؟ یک اقدام کوچک برای ماه آینده تعریف کنید.
یک درخواست هوشمندانه را تمرین کنید: این هفته یک نیاز یا خواستهی مشخص را که تا به حال بیان نکردهاید، انتخاب کنید. آن را به شکلی شفاف، محترمانه و منطقی با فرد مربوطه (همسر، مدیر، دوست) در میان بگذارید و نتیجه را مشاهده کنید.
رنج انضباط را انتخاب کنید: یک عادت کوچک اما مهم را که مدتهاست به تعویق انداختهاید (مانند 10 دقیقه مدیتیشن روزانه یا خواندن 10 صفحه کتاب) انتخاب کرده و متعهد شوید که برای 21 روز آینده، بدون هیچ بهانهای آن را انجام دهید. رنج کوتاه انضباط را به حسرت بلندمدت ترجیح دهید.
سخن پایانی
آموزههای جیم ران، چراغ راهی برای ساختن یک زندگی هدفمند و موفق است. او به ما یادآوری میکند که کلید موفقیت در دستان خود ماست و با پذیرش مسئولیت، یادگیری مستمر و داشتن دیدگاه بلندمدت، میتوانیم به هر آنچه در ذهن داریم، دست پیدا کنیم.
نویسنده: محبوب موسی زاده
(مدرس فروش و مشاور کسب و کار)